وای گلوووووم
وای گوشاااااام
وای سرممممم
واااای 
برین اونور به من نچسبین سرما خوردم
چه مریضی مزخرفیه والا تموم بدن آدمو درگیر میکنه
من الان یه خانم خونه سرما خورده رو به موت فس فس کنانم در خدمتتون
دیروزم ی کوچولو علایمشو داشتمااااا ولی امروز صبح بیدار شدم دیدم واااای قشنگ یقه منو گرفته...حالا دریغ از یه مسکن ساده تو خونه
دریغ از یه ریال شارژ تو گوشی بی صاحااابم که زنگ بزنم آقای خونه که برام مسکن بگیره فقط صبح داشت میرفت تو خواب و بیداری بهش گفتم برام بگیره اونم که آلزایمری

ده بار باید زنگ بزنم تا ی چی یادش بمونه
از صبحم تو تلگرام آنلاین نشده بهش بگم
تازه دخترای صابخونه هم از شانس گل منگلی من نیستن ازشون بگیرم زن صابخونه هم که اصلا زبون همو حالیمون نمیشه
برام آش نذری آورد(قابل توجه ساراخانم که آشهههه که این روزا به دستم میرسه هاااا
)بخدا بنده خدا ی ساعت بدون اینکه نفس بکشه برام حرف زد من مثل گاگولا فقط نگاش میکردم اصلا ی کلمه ترکی حالیم نمیشه...بعد اینکه قشنگ گلوش پاره شد فهمیدم ظرف برای همسایه ست ظرفو میخواد
بعد رفتم بخوابم دیدم ی نفس یکی آیفون رو میزنه منم که مرییییض باشم سگم دیدم نه ول کن نیس جواب دادم کیههههه چه خبرههههههههههههه؟؟؟؟؟
حرف نزد گوشی رو گذاشتم دیدم بازم...از پنجره نگاه کردم دیدم دختر بزرگه صابخونه س گفت برات آش آوردم واااااااااای مردم از شرمندگی
انقد معذرت خواهی کردم گفتم فک کردم بچه هان در میزنن اذیت میکنن
انقدم مهربوووونه گفت پسرم رفته کربلا آششه ان شاءالله قسمت شما بشه منم که همش معذرت خواهی و از اون مهربونی
ولی خو چیکار کنم ی سره دستش رو زنگگگگ بوووود حرفم نمیزد
علاوه بر سرماخوردگی عذاب وجدانم خر است
خلاصه که من الان ی عالمه آش دارم نمیدونم کی میخواد بخوره آقای خونه که ی عادت بدی داره دست پخت هرکسی رو نمیخوره مخصوصا اگه طرف رو نشناسه من باید تنهایی همشو بخورم یعنی؟
آدرساتونو بدین براتون بیارم
راستی من پریشب از گروه های خاندان شوور لفت دادم
چون واقعا وقتمو میگرفتن همش باید مطالب و عکساشونو لایک میکردم والا تموم وقتمو گرفته بودن اون گروه ها...دیگه گفتم میخوام وقتمو برای دخترم بزارم و لفت دادم انقد خوبههههه الان...دیگه از هرچی چت و قربون صدقه های الکی دل زده شدم...
بچه ها آقای خونه ی اشتباهی کرده به داداش کوچیکه ش پول قرض داده اونم گفته برمیگردونم اما اینجور که بوش میاد از این خبرا نیس حالا ما هم تا سه ماه خودمون قرض داریم و واقعا اون پول رو احتیاج داریم
دیشب به جاری سربسته گفتم اما خودشو زد به کوچه علی چپ
یعنی من فهمیدم آقای خونه پول بهش داده خیلی گرد و خاک کردم چون اون پول رو من داده بودم آقای خونه اونم دلش سوخته داده داداشش که مثلا زودم پس بگیره ولی پیچونده اونو...حالا دیشب میگفت اگه نداد دیگه یه سره کرده خودشو بکشه هم بهش پول نمیدم و دیگه اگه جز تو و تبسم به کسی پول دادم و ...که من بعید میدونم...باز میده...
من از اون عروسا بدجنس نیستم خدایی بگم نده ولی وقتی خودمون بهش احتیاج داریم چرا باید بدیم؟
یا الان چندمیلیون پول بی زبونمون دست پدرشوهره اصلا به روش نمیاره بخدا...اونهمه برای طبقه بالا خونه خرج کردیم بخدا ی قرون بهمون برنگردوندن...اصلا به روی خودشون نیاوردن که اینا برای پول پیش خونه میخوان چیکار کنن!!!!وقتی آقای خونه بهشون گفت گفتن فعلا نداریم بدیم...اگه این پولم مثل بقیه پولا بخواد بره از خدا دیگه میخوام واقعا چوبشو بخورن جون اون پولا خیلی براشون زحمتا کشیده شده تا بدست اومده
به مادرشوهرم زنگ زدم گفتم به برادرشوهر بگو بخدا اون پول رو احتیاج داریم باید قرضامون رو بدیم بعد مادرشوهر بهش زنگ زد ولی از دهنش درنیومد بگه نگران نباشین ما پول شما رو بهتون میدیم اگه برادرشوهر نداد
یعنی ازشون دورم باشیم ی جوری به دلمون خون میکنن بخدا...
برادرشوهر بهمون بدجور ضربه زد ما ن قسطی داستیم ن بدهی ای داشتیم فقط برای پول پیش خونمون چندتومن قرض کردیم که قرار بود سه ماهه قرضامون تموم شه اما با کاری که برادرشوهر کرد و برنامه های ما رو بهم ریخت افتادیم حسابی تو قرض و بدهی
خودش که خداتومن بدهی داره ما رو هم گرفتار کرد بخدا دارم دق میکنم
اینجوری تا عیددفقط باید هرچی درمیاریم بدیم برای قرضامون
شما جای من باشین باز اجازه میدین با این شرایط شوهراتون از شما و بچه تون بزنه بده به خانواده ش که پس دادنی هم درکار نباشه؟؟؟
آقای خونه خیلی ساده و دل رحمه بخدا ولش کنم همه پولاشو میده که دردی از اونا دوا شه ولی اونا ن قدر میدونن ن وقتی خودش احتیاج داشت میشناسنش


برچسب:
نویسنده: کیانوش میرزاده